پایان 22 ماهگی
22 ماهگیت همزمان شد با ماه مبارک رمضان و مامان امسالم نتونست به خاطر شیر دادن بهت روزه بگیره چون خیلی دیر دارم برات آپ میکنم خیلی چیزی توی ذهنم نیست
فقط اینکه تو این ماه یه گردش و شام با هم بودیم بدون بابایی اولین بار بود با هم تنهایی میرفتیم عصر از خونه در اومدیم و قرار شد که شامم بیرون باشیم رفتیم سمت هویزه تا موقع شام بازی کردی یه کم سرسره و بیشتر تاب بازی خیلی تاب بازی و دوست داری وچند ساعت بدون اینکه خسته بشی آروم تاب میخوردی بعد از اونم یه خورده شیطونی و چرخیدن توی محوطه و شام روز خوبی بود چون اولین بار بود بدون بابا میبردمت بیرون یه کم سخت بود و انرژیم تقریبا تموم شده بود و خسته شدم ولی برای اولین بار تجربه خوبی بود. 
اینم از عکسای اون روز متاسفانه اصلا زمان عکس گرفتن همکاری نمیکنی خیلی کم پیش میاد بتونم عکسای خوبی ازت بگیرم حیف 





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پایان 22 ماهگی 

